وبلاگ سیامک عزیزی نژاد جولندان
علمی-اجتماعی-تفریحی-فرهنگی و... 
قالب وبلاگ

اگه وجود خدا باورت بشه


یه نقطه میذاره زیر باورت


و میشه
...
یاورت

[ شنبه یکم آذر 1393 ] [ 21:40 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

تصاویرتالش(خرجگیل)

 

 jMsQl

 

 

 

458Wk

 

 

 

ET8Op

 

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 12:26 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

سخن بزرگان

من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم(کترینگ)

اگرمردم را به حال خود گذاشتی ،تو را به حال خودت خواهند گذاشت.(توماس مان)

خوش بین باشید اما خوش بین دیرباور.(ساموئل اسمایلز)

مشورت با هزار کس کن وراز خود حتی به یکی نگو(دهخدا)

برنامه ریزی دقیق ومنظم،پیمودن نیمی از راه است.(ناپلئون)

کسی که خوب فکر می کند لازم نیست زیاد فکر بکند(ضرب المثل آلمانی)

نا امیدی نخستین گامی است که شخص به سوی گور بر میدارد.(ناپلئون)

 

 

 

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 12:3 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

زندگینامه شهدای شهرستان تالش(16)

نام:مجید

نام خ:افرازی

نام پدر:محرمعلی

محل تولد:تالش

ت تولد:1340/11/1

ت شهادت:1361/2/15

محل شهادت:شلمچه

یگان اعزامی:ارتش

وضعیت تاهل:مجرد

میزان تحصیلات:دیپلم

گلزارشهید:تالش

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 9:21 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]
 

 

 

دانشگاه آزاد اسلامی- واحد آستارا

دانشکده­­ي علوم انسانی –  گروه جغرافیا

(پایان نامه­ی کارشناسی ارشد)

 

 

 

موضوع:

بررسی نقش اقتصادی زنان در توسعه روستایی

(مطالعه موردی بخش مرکزی تالش)

 

 

 

استادراهنما:

دكتر علیرضا پورشیخیان

 

 

 

نگارنده:

سیامک عزیزی نژاد جولندان

 

 

 

بهار93 

 

 

 

[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 21:50 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]
تصاویر تالش-ییلاق لرزه(مهر1393)

 لرزه-.مهر1393.jpg

[ چهارشنبه سی ام مهر 1393 ] [ 20:38 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

روز محشر پرسید ز من رب جلی


گفت تو غرق گناهی ؟ گفتمش یا رب بلی


گفت پس آتش نمیگیرد چرا جسم و تنت


گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی

[ یکشنبه بیستم مهر 1393 ] [ 22:41 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

شعر تالشی

دیلم تنگَ, دیلم تنگَ, دیلم تنگ

بری کمتر بکَ إم دیلی نَ جنگ

پاییـــزه وا ژَنــی یره دیلی سر

ایته موندی آکَ, بنش چمِ ور

که إشته وینده نه دیلم خَش آبو

دیلی غرصه همه خاکَ پَش آبو

لاله دنیا کو از تنخایی ترسم

بوا تا کی ترا بی را دییَسم

زونی لوکی مینه کو سَس دَمَرده؟

غم و غرصه چمه جانش ویجَرده؟

هَده غرصه هَرم خَوَر نداری

ژنی ریشه, ته که تَوَر نداری

از أ روزی که دیلی ته آوینده

چمه إم  چم سیره خواوش نوینده

أسرگ دا وقتی إم چمی کو واره

شو و روز دِ مرا  فرقی نداره

بی إشته سینه خا آتش بیگره

خا إشته پا ریه با کَش بیگره

یواشی نه دور آبن خاصه یارم

تِلی دومله دییَس که خون ویوارم

جهت خواندن برگردان فارسی شعر لطفا به ادامه مطلب بروید

برگردان فارسی

دلم تنگ است ،دلم تنگ است ، دلم تنگ

بیا و با این دلم کمتر بجنگ

باد پاییزی میزند بر رو دلم

بیا و کمی استراحت کن و در کنارم بنشین

که از دیدنت دلم شاد می شود

غم و غصه های دلم خاکستر می شود

تو این دنیای خاموش من از تنهایی میترسم

بگو تا به کی باید در انتظارت بنشینم

میدانی در گلویم حرف هایم مرده اند؟

میدانی غم و غصه ها وجودم را آزار میدهند؟

اینقدر غصه میخورم ولی تو خبر نداری

می خواهی ریشه ام را قطع کنی ولی تو که تبر نداری

اشک هایم وقتی از چشمانتم سرازیر میشود

شب و روز دیگر برایم فرقی نمی کند

بدون تو دلم میخواهد آتش بگیرد

یار و نگار عزیزم تو به آرامی از من دور میشوی

نگاهی به پشت سرت بینداز که دارم برایت خون گریه میکنم

منبع:وبلاگ نصیر محله

[ پنجشنبه هفدهم مهر 1393 ] [ 12:13 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]
 

نامگذاری گاوها در زبان تالشی

.1-""سییا گا"": به گاوهای ماده ای که رنگ موی بدنشان کلاً سیاه باشد به آنها، «سییا گا»، اگر نر باشد به آن، «سییا وَرزا» یا «سییا کَلَه وَرزا»، اگر اَخته باشد به آن، «سییا اَختَه وَرزا»، اگر گوساله ماده باشد به آن «سییا مواَ موندَه»، اگر گوساله نر باشد به آن، «سییا نِرَه موندَه»، اگر در سنین بین یک تا دو سالگی قرار داشته و ماده باشد به آن «سییا مواَ پارنَه»، اگر نر باشد به آن، «سییا نِرَه پارنَه»، اگر در سنین بین دو الی سه و یا چهار سالگی قرار داشته و ماده باشد به آن، «سییا سِه وَقتَه لیشَه» و یا «سِه وَقتَه سییا لیشَه» و «سییا چار وَقتَه لیشَه»، اگر نر باشد به آن، «سِه وَقتَه سییا گودَر» و «چاروَقتَه سییا گودَر» گویند. توضیح اینکه، در صورت گذشتن سن گاو از چهار سال، اگر نر باشد به آن با رنگ مربوط به آن، «کَلَه وَرزا» یا «وَرزا» و اگر ماده باشد با همان رنگ به آن، «گا» گویند.
2. اگر گاو کهنسال بوده و ماده باشد به آن، «کَنَه سییا گا»، اگر نر باشد به آن «کَنَه سییا وَرزا» یا «کَنَه سییا کَلَه وَرزا» و اگر آن را اَختِه کرده باشند به آن، «کَنَه سییا اَختَه وَرزا» گویند. توضیح اینکه، به زبان تالشی به رنگ سیاه محض، «سیاگیزگیزا» نیز می گویند. بعنوان مثال در مورد انواع دام اعم از بز، گوسفند، گاو و حتی اسب با همان نوع، جنس و سن، «سییا گیزگیزا» گویند. مثلاً به گاو ماده ای که رنگ بدنش کاملاً سیاه باشد به آن «سییا گیزگیزا گا» نیز می گویند یا مثلاً به زبان اصیل تالشی می گویند: «فولونَه گا هنتَیَه هنتَیَه سییا گیزگیزا= یعنی (رنگ)فلان گاو مانند قیر یا ذغال، سیاه سیاه است».
3. «رَشَه چولَه»: به گاوهایی که رنگ موهای بدنشان خرمایی رنگ باشد، اما در نواحی پیشانی، سینه، دست و پا و شکم دارای لکه های سفیدی به اندازه های حداقل یک عدد نعلبکی و حداکثر یک عدد دیس و یا بشقاب باشند به آنها، «رَشَه چولَه» گویند. توضیح اینکه، در تالشی به گوساله، «کِرفَه موندَه»، اگر با رنگ مذکور ماده باشد به آن، «رشَه چولَه مواَ کِرفَه موندَه»، اگر نر باشد به آن «رَشَه چولَه کِرفَه نِرَه موندَه» گویند.
4. «رَشَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان تقریباً خرمایی کم رنگ باشد به آن، «رَشَه گا» می گویند.
5. به اینگونه گاوهای ماده ای که صاحب گوساله می شوند، «رَشگا» و گوساله آن را «رَشگالِه» نامیده و به آن نام آن را صدا می زنند.
6. در صورتی که رنگ موهای بدن اینگونه گاوها به رنگ خرمایی تند(پررنگ) باشد به زبان تالشی با همان سن به آنها، «خرما» یا «خرمایَه رَنگَه گا» یا «خرمایَه رَش» نیز می گویند.
7. «چولَه گا» یا «ایسبیَه چولَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان سفید و در نواحی مختلف بدنشان لکه های سیاهی به اندازه های حداقل نعلبکی و حداکثر یک عدد دیس یا بشقاب با فواصل گوناگون باشد به آنها، «چولَه گا» یا «ایسبیَه چولَه گا».
8. «زَرِه» یا «سرَه زَرِه» یا «سرَه زَریَه گا»: به گاو یا گاوهایی که رنگ موهای بدنشان قرمز باشد اما در لابه لای موهای قرمز لکه های بسیار ریز سفید و یا سیاه رنگی به اندازه های دانه های تسبیح، نخود و آلوچه سبز بطور فشرده، خصوصاً در نواحی سر و سینه ظاهر می شود به آنها، «زَرِه» یا «سرَه زَرِه» یا «سرَه زَریَه گا » می گویند.

منبع:شاندرمن5

[ پنجشنبه هفدهم مهر 1393 ] [ 11:57 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

متاسفانه به تنها چیزی که اهمیت نمی دهیم همین پراهمیت ترین مسئله حال و آینده مان ( محیط زیست ) است. من در بیشتر اماکنی که سفر کردم چه اماکن تاریخی و یا طبیعت در هر نقطه ایی از زمین زباله های فراوانی می دیدم که واقعا جای تاسف دارد. بهتره تا دیرنشده و دود این بلایی که خود کرده ایم بیشتر از این به چشممان نرود به خود بیائیم و پاکیزگی محیط زیست را همانند پاکیزگی خانه خود بدانیم. به نظرم مسئولین محترم باید خیلی روی این مسئله از بعد فرهنگی کارکنند به ویژه در آموزش پرورش و در مقاطع پیش دبستانی و دبستانی و در همه مقاطع باید مسئله محیط زیست و حفظ آن به طور جد دنبال شود و اصولا به صورت یک درس مجزا در برنامه های مدارس گنجانده شود....   

تصاویر ذیل از جنگلهای گیسوم گرفته شده است:(93/2/23) 

 

 

2014-05-16-819.jpg

 

2014-05-16-816.jpg

 

 

 

[ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 ] [ 17:54 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

جملات حکیمانه

 

بمان تا كاري كني كاري نكن تا بماني

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 19:45 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

زندگینامه شهدای شهرستان تالش(۱۵)

نام:رحمان

نام خ:اعتمادی

نام پدر:جبرئیل

محل تولد:ناوان تالش

ت تولد:۲/۱/۱۳۴۱

ت شهادت:۲۴/۱/۱۳۶۱

محل شهادت :فکّه

یگان اعزامی:ارتش

وضعیت تاهل:مجرد

میزان تحصیلات:پنجم ابتدایی

گلزار شهید:سید نیکی تالش

[ جمعه چهاردهم شهریور 1393 ] [ 11:38 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

سخت آشفته و غمگين بودم… به خودم مي گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم ميگيرند درس ومشق خود را… بايد امروز يکي را بزنم، اخم کنم و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابي ببرند… خط کشي آوردم، درهوا چرخاندم... چشم ها در پي چوب ، هرطرف مي غلطيد مشق ها را بگذاريد جلو، زود، معطل نکنيد ! اولي کامل بود، خوب، دومي بدخط بود بر سرش داد زدم... سومي مي لرزيد... خوب، گير آوردم !!! صيد در دام افتاد و به چنگ آمد زود... دفتر مشق حسن گم شده بود اين طرف، آنطرف، نيمکتش را مي گشت تو کجايي بچه؟؟؟ بله آقا، اينجا همچنان مي لرزيد... ” پاک تنبل شده اي بچه بد ” " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند" ” ما نوشتيم آقا ” بازکن دستت را... خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم او تقلا مي کرد چون نگاهش کردم ناله سختي کرد... گوشه ي صورت او قرمز شد هق هقي کرد و سپس ساکت شد... اما همچنان مي گرييد... مثل شخصي آرام، بي خروش و ناله ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد زير يک ميز، کنار ديوار ، دفتري پيدا کرد …… گفت : آقا ايناهاش، دفتر مشق حسن چون نگاهش کردم، عالي و خوش خط بود غرق در شرم و خجالت گشتم جاي آن چوب ستم، بردلم آتش زد سرخي گونه او، به کبودي گرويد ….. صبح فردا ديدم که حسن با پدرش، و يکي مرد دگر سوي من مي آيند... خجل و دل نگران، منتظر ماندم من تا که حرفي بزنند شکوه اي يا گله اي، يا که دعوا شايد سخت در انديشه ي آنان بودم پدرش بعدِ سلام، گفت : لطفي بکنيد، که حسن را ببرم! گفتمش، چي شده آقا رحمان ؟؟؟ گفت : اين خنگ خدا وقتي از مدرسه برمي گشته به زمين افتاده بچه ي سر به هوا، يا که دعوا کرده قصه اي ساخته است زير ابرو وکنارچشمش، متورم شده است درد سختي دارد، مي بريمش دکتر با اجازه آقا ……. چشمم افتاد به چشم کودک... غرق اندوه و تاثرگشتم منِ شرمنده معلم بودم ليک آن کودک خرد وکوچک اين چنين درس بزرگي مي داد بي کتاب ودفتر …. من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ به پدر نيز نگفت آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم عيب کار ازخود من بود و نميدانستم من از آن روز معلم شده ام …. او به من به ياد آورد اين کلام را... که به هنگامه ي خشم نه به فکر تصميم نه به لب دستوري نه کنم تنبيهي *** يا چرا اصلا من عصباني باشم با محبت شايد، گرهي بگشايم با خشونت هرگز... هرگز...

منبع:وبلاگ سعید اهرابی

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 20:27 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

موفقیت دانش آموزان تالشی

به گزارش روابط عمومی آموزش و پرورش شهرستان تالش 7 دانش آموز دبيرستاني شهرستان تالش با حضور در مسابقات فرهنگي دانش آموزان برگزيده سراسركشور موفقيت هاي ارزشمندي كسب كردند.




بر اساس اين گزارش در جدول بیشترین تعداد نفرات برگزیده اين مسابقات؛ استان گیلان با 15 عنوان اول، استان آذربایجان شرقی و فارس هرکدام با 12 عنوان در جایگاه دوم و استان مرکزی نيز با 11 عنوان برگزیده در جایگاه سوم قرار گرفتند..

دانش آموزان شهرستان تالش  آقایان امیر رضا نگاری و علیرضا نظری از دبیرستان شهید یاقوتی

در پایه اول بطور گروهی مقام سوم رشته "نشریه الکترونیک" و علیرضا دنیایی دانش آموز پایه اول( دبیرستان شهیدیاقوتی) مقام چهارم "وبلاگ نویسی" و مجتبی میرزایی و احمد رضا شفقی در پایه دوم( دبیرستان شهیدیاقوتی) مقام پنجم" نشریه الکترونیک" و یاسر اسدی در پایه دوم از دبیرستان شهیدنبوی در رشته "وبلاگ نویسی" مقام چهارم را کسب نمودند و در مراسم اختتاميه لوح یاد بود، تندیس و جایزه نقدی دريافت كردند.


منبع خبر :   روابط عمومي آموزش و پرورش تالش

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 19:53 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

داستان سنگ تراش

روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد. در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم! در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است. او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند. پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد. کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد. همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!

[ جمعه دهم مرداد 1393 ] [ 11:1 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]
 

                                                    از عين علي عيون ما بينا شد

وز لام علي لسان ما گويا شد

در ياي علي نور خدا مي‌بينم

زان نور محمد و علي پيدا شد

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 19:35 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]
 

 

 

شهر پرده ها

 

دوستی تعریف میکرد برای مسافرت به یکی از شهرهای کشور رفته بودم که درآنجا با یکی از هموطنان مشغول صحبت شدیم .درجواب سوال او که از کجا آمده ای؟جواب دادم تالش نگاهی متعجبانه ای به من انداخت وگفت: نگو تالش بگو شهر پرده ها؟

بلی شهر پرده ها؟

امروزه  شهر ما را با سوباتان ، آق اولر،جاده اسالم به خلخال،سورتمه و.... می شناسند ویا در زمانی با تیم فوتبال چوکا (قلعه عقابها )معروفیت خاصی یافته بود .ولی گویا در آینده ای نه چندان دور، شهر ما باپرده های عجیب وغریبش در جای جای این کشور معروف خواهد شد.

امروزه با گذر هر مسافر غریبی از شهروعلی الخصوص میدان مرکزی شهر،آن چیزی که چشم هر عابری را خیره می کند پرده ها(بنرهای)گوناگون ورنگارنگی است که دور تا دور میدان بر روی درختان،جدولها،ساختمانهاو....نصب شده است واو بی گمان ازتالش بزرگ با عنوان شهر پرده ها یاد خواهد کرد وشهر تالش در جای جای کشورمان با این عنوان معروف خواهد شد. در حالیکه در تمامی شهرها میدان اصلی شهر نماد آن شهر محسوب شده وسعی شده است که به نحو احسن نسبت به زیباسازی آن اقدام گردد.

درگذشته ای نه چندان دور با انتصاب یکی ازهمشریان به یکی از پستهای اداری ویاسیاسی بالا شاهد نصب پرده در سطح شهر بودیم (البته آن هم کار صحیحی نیست)اما متاسفانه امروزه شاهد نصب پرده هایی با عناوین گوناگون از قبیل عضو در هئیت مدیره،مدیرعامل فلان شرکت،قبولی در فلان آزمون،انتصاب به عنوان مشاور،دهیار نمونه و.....هستیم که دربسیاری از مواقع برای هر بیننده ای خنده دار است.

امروزه رقابت در نصب پرده به حدی رسیده است که گویا هر چقدر اندازه پرده بزرگترورنگ آمیزی آن تندتروتعداد آن بیشتر باشدمعروفیت ویا موفقیت در پست بیشتر خواهد شد در حالیکه زهی خیال باطل!!!

عزیزی می گفت یکی از پرده هایی که جدیدا در شهر نصب شده است با هزینه شخصی خود شخص سفارش داده شده ودر ذیل آن اسامی بستگان،آشنایان ودوستان آورده شده است.

شاید نمونه جالب عدم نصب پرده بعد از قبول پست رادر آموزش وپرورش ذکر کرد که بعد ازقبول پست ،مدیریت آموزش وپرورش ، دوستان،آشنایان وهمکاران و...را از نصب هرگونه پرده نویسی منع نمودند وفقط یک پرده از طرف روابط عمومی آموزش وپرورش در جلوی آموزش وپرورش نصب شد.

نصب بنر وپرده هرچند ازنظر زیبا یی چهره شهر را ناموزون ونازیبا جلوه کرده است(فارغ از عکس زیبای صاحبان عکس !!!)ولی درآمد خوبی برای طراحان ونویسندگان بنر دارد که امید است با خواندن این مطلب اسباب ناراحتی آنان را فراهم نکرده باشم.

با توجه به اینکه هزینه تهیه یک متر بنر تقریبا 120000ریال می باشدبا یک حساب سرانگشتی یک بنر آویز تقریبا 1500000ریال تمام می شود که می توان گفت هزینه های چاپ چند تن ازاین بزرگوران که جدیدا پرده های آنان در سطوح مختلف شهر نصب شده چند میلیون تومان است که ای کاش با مدیریت ودرایت این عزیزان این هزینه ها جهت کمک به مریضی،نیازمندی و... که تعداد آنها در شهرمان کم نیست اختصاص می یافت.

در پایان امید است تا ازاین به بعد شاهد نصب این چنین پرده هایی در شهرمان نباشیم که این امر در وهله اول نیاز به فرهنگ سازی در بین ما همشهریان وعدم نصب پرده برای هر شخص ،پست و....ودر وهله بعدی تذکر مسولین شهر از جمله امام جمعه محترم،فرماندار محترم و....در تریبون نماز جمعه وجلسات اداری درنکوهش این امر که متاسفانه در بعضی از موارد ،تعدادی از این پرده ها از پول بیت المال (توسط دهیاری ها نمونه فروان است)برای افرادنوشته می شود.

به امید روزی که شهر ما را با زیبائیها یش بشناسند نه پرده هایش؟!

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 1:0 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

 ماهی سفید تالش

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 18:45 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]
رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تالش از برپایی نمایشگاه نقاشی و لباس های محلی با عنوان "چادر حجاب برتر" به مناسبت گرامیداشت روز ملی حجاب و عفاف در این شهرستان خبر داد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، بهرام خوشحال با اعلام این خبر افزود: این نمایشگاه، صبح روز شنبه 21 تیر با حضور حجت الاسلام والمسلمین انصاری، امام جمعه تالش در گلری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان گشایش یافت.

وی تصریح کرد: در این نمایشگاه بیش از سی اثر نقاشی از مجموعه آثار بانوان هنرمند انجمن هنرهای تجسمی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تالش از جمله مینا زینعلی، سهیلا احمدی، آیدا منتظری و ده ها مدل از لباس های محلی و پوشش زنان تالشی و همچنین نمونه هایی از حجاب و پوشش اسلامی برای بازدید عموم علاقمندان به نمایش گذاشته شده است.

خوشحال افزود: نمایشگاه نقاشی و لباس «چادر حجاب برتر» از 21 تیر ماه به مدت یک هفته در محل نمایشگاه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی تالش دایر می باشد.

                    
روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان تالش
[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 17:15 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

روستای عنبراپشت

روستای عنبراپشت یکی از روستاهای واقع در بخش مرکزی تالش واقع دردهستان طولارود تالش می باشد.این روستا در48درجه و57دقیقه طول جغرافیایی و37 درجه و46 دقیقه عرض جغرافیای قرار دارد.

واژه عنبراپشت از نام  گل معطر عنبر گرفته شده که بعدها به عنبراپشت تغییر نام یافته است.وجود زمینهای زراعی مطلوب برای کشت برنج وسایر محصولات زراعی وباغی از جمله دلایلی بوده که درموجبات شکل گیری روستا نقش بسزایی ایفا نموده است.

فاصله عنبراپشت نسبت  به مرکز دهستان 4کیلومتر،نسبت به مرکز بخش 4کیلومتر،مرکز شهرستان 4 کیلومتر ونسبت به مرکز استان 120کیلومتر می باشد.

شغل اصلی مردم روستا کشاورزی وکشت برنج می باشد.

منبع:طرح هادی روستای عنبراپشت

[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ 23:20 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

سرپرست جدید جهاد کشاورزی تالش

سید علی موسوی‌ سرپرست جهاد کشاورزی تالش شد. مراسم تودیع و معارفه سرپرست جهاد کشاورزی این شهرستان بعد از ظهر امروز با حضور معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی جهاد کشاورزی گیلان و مسئولان شهرستانی برگزار شد. در این مراسم از تلاش‌های حسین عابدی قدردانی و سید علی موسوی‌جولندان به عنوان سرپرست جدید اداره جهاد کشاورزی شهرستان تالش منصوب شد. موسوی‌ پیش از این مسئولیت تولیدات گیاهی جهاد کشاورزی شهرستان تالش را به‌عهده داشت. سرپرست جدید اداره جهاد کشاورزی تالش در مراسم مذکور یکی از اساسی‌ترین برنامه‎های دوران مدیریتی پیش روی خود را به‌کارگیری علم و دانش و فناوری‎های نوین در عرصه کشاورزی عنوان کرد. موسوی‌جولندان اظهار کرد: اجرای سیاست‌های سازمان برای توسعه کشاورزی با هماهنگی و تعامل مسئولان اجرایی شهرستان تالش به ویژه فرماندار و نماینده از برنامه‌های مهم است. وی سوق دادن کشاورزان به طرف مکانیزه کردن در تالش را از دیگر برنامه‌های مهم این شهرستان برشمرد.

[ دوشنبه نهم تیر 1393 ] [ 20:13 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

داستان مداد

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه اي مي نوشت .
بالاخره پرسيد :
- ماجراي کارهاي خودمان را مي نويسيد ؟ درباره ي من مي نويسيد ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشيد و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ي تو مي نويسم اما مهم تر از نوشته هايم مدادي است که با آن مي نويسم .
مي خواهم وقتي بزرگ شدي مانند اين مداد شوي .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد .

- اما اين هم مثل بقيه مدادهايي است که ديده ام .
- بستگي داره چطور به آن نگاه کني . در اين مداد 5 خاصيت است که اگر به دستشان بياوري ، تا آخر عمرت با آرامش زندگي مي کني .
صفت اول :
مي تواني کارهاي بزرگ کني اما نبايد هرگز فراموش کني که دستي وجود دارد که حرکت تو را هدايت مي کند .
اسم اين دست خداست .
او هميشه بايد تو را در مسير ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهي بايد از آنچه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني . اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تيزتر مي شود .
پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي .
صفت سوم :
مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه از پاک کن استفاده کنيم .
بدان که تصيح يک کار خطا ، کار بدي نيست . در واقع براي اينکه خودت را در مسير درست نگهداري مهم است.
صفت چهارم :
چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست ، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است .
پس هميشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم :
هميشه اثري از خود به جا مي گذارد .
بدان هر کار در زندگي ات مي کني ردي به جا مي گذارد و سعي کن نسبت به هر کاري مي کني هوشيار باشي و بداني چه مي کني .

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 22:50 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

ستاداسکان فرهنگیان تالش

اولین جلسه ستاد استاداسکان فرهنگیان تالش به منظور تمهید مقدمات پذيرايي و خدمت رسانی به فرهنگیان مسافر در آموزش و پرورش تالش برگزار شد. مدیر آموزش و پرورش تالش در این جلسه با اشاره بر لزوم استفاده از کلیه امکانات و تجهيزات براي ارائه خدمات بهتر رفاهی به همکاران فرهنگی گفت: توجه به امنيت و رفاه فرهنگيان ميهمان در مدارس شهرستان بسيار ضرورت داشته و بر آنيم تا با تعامل بيشتر با ساير نهادهاي شهرستاني و اداره كل آموزش و پرورش استان شرايطي مهيا كنيم تا فرهنگيان عزيز از حضور در تالش خاطرات خوشي را تجربه كنند. كرمي اوتار افزود: برگزاری جلسات هماهنگی با مدیران مدارس اسكان، نیروهای خدماتی، و اعضاي ستاد اسكان آموزش و پرورش و همچنين افزايش تعداد مدارس و كلاسهاي مجهز گروه الف وآماده سازي خوابگاه و سوئيت هاي مركز رفاهي آموزشي فرهنگيان قبل از بيست و سوم تيرماه كه اولين روز پذيرش مي باشد از اولويت هاي اين مديريت است. وي اذعان داشت: در تابستان امسال 8 آموزشگاه با 65 كلاس گروه الف و ب و 7 سوئيت و خوابگاه خانه معلم از ميهمانان فرهنگي و غير فرهنگي شهرستان تالش پذيرايي خواهند نمود. گفتني است آموزش و پرورش شهرستان تالش بيش از 35000 دانش آموز و 2600 فرهنگي شاغل دارد.

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 19:52 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

پورعزیزی رئیس هیئت بازرسی از سواحل شمال کشور شد

ماسال نیوز عزیز پور عزیزی

 عزیز پورعزیزی با حکم قائم‌مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی به عنوان رئیس هیئت بازرسی از سواحل کشور منصوب شد.

پورعزیزی، به استناد بند «ب» ماده 187 قانون پنجم توسعه کشور که وزارت کشور متولی اصلی ساماندهی سواحل و طرح‌های شنا است و براساس دستورالعمل‌های ابلاغی به شماره 21762 تاریخ 22 اردیبهشت‌ماه سال جاری به عنوان رئیس هیئت بازرسی از سواحل کشور منصوب شد.
 
وی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در رشت درباره ماموریت این پست گفت: ماموریت مهم رئیس هیئت بازرسی نظارت بر وضعیت طرح‌های سالم‌سازی شنا، نقاط حادثه‌خیز، تفرجگاه‌های ساحلی و ارزیابی اقدام‌های استان‌های گیلان، مازندران و گلستان، فرمانداری‌های ساحلی و کمیته‌های 9‌گانه است.
 
رئیس هیئت بازرسی از سواحل کشور تصریح کرد: پیشگیری از تلفات انسانی و حفاظت از امنیت جانی شناگران، برگزاری برنامه‌های فرهنگی‌، دینی و با نشاط و جذاب، ترویج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، کاهش ناهنجاری‌های اخلاقی، ناامنی، سرقت، مزاحمت و ... از دیگر ماموریت‌ها در این پست است.
 
وی ارائه خدمات رفاهی و بهداشتی مناسب را از دیگر محورهایی عنوان کرد که فرمانداران باید انجام دهند.
 
به گزارش فارس، عزیز پورعزیزی پیش از این مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری گیلان بود.
منبع:ماسال نیوز
[ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 ] [ 13:27 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]
 

جشنواره دشت شقایق ییلاق اسالم

 در دومين جلسه هماهنگی جشنواره دشتهای شقایق، شیرزاد روشن بخشدار اسالم ضمن عرض خیر مقدم، اظهار کرد: جشنواره دشت شقايق با هدف معرفي توانمنديهاي گردشگري طبيعي براي اولين بار در مناطق زيباي شهرستان (ییلاقات بخش اسالم) برگزار مي شود. وی گل های شقایق را یکی از نعمات بسیار زیبای خداوند بیان داشت و افزود: متاسفانه سال های گذشته خبرنگاران استان اردبیل و شهرستان خلخال با درج خبر و چاپ عکس از دشت شقایق در خبرگزاری ها و روزنامه ها و پخش فیلم در صدا و سیما و ... این نعمت خدادای را از آن خود و به نام استان اردبیل معرفی نمودند. بخشدار اسالم خاطر نشان کرد : متاسفانه باز امسال هم این امر تکرار شده است لذا در صدد هستیم تا با برگزاری جشنواره دشت شقایها این مناطق را به عنوان یکی از مناطق گردشگری شهرستان تالش به گردشگران در سطح رسانه ها ی دیداری و شنیداری و روزنامه ها و خبرگزاریها و ... معرفی نماییم. روشن گفت: اولين جشنواره دشت شقايق تالش با هدف معرفي جاذبه هاي گردشگري تالش روز جمعه 16 خرداد راس ساعت 9 صبح در محل ييلاق کرمون در ارتفاعات بخش اسالم شهرستان تالش برگزار مي گردد. در ادامه این جلسه سيد جلال سيد محمدي معاون سياسي اجتماعي فرمانداري تالش نیز اظهار داشت : همه ساله در اين ايام مناطق کوهستاني تالش در ارتفاعات کرمون و الماس اسالم تالش ،سوباتان و لوراهوني در بخش مرکزي تالش مملو از مناظر زيبا و دلپذير پوشيده از گلهاي رنگانگ طبيعي بخصوص شقايق مي شود. وي افزود : اين مناطق همه ساله در اين فصل شاهد حضور بي شمار گردشگران از اقصي نقاط منطقه مي باشد. وي همچنين خاطر نشان کرد: اين جشنواره ضمن برگزاري برنامه هاي متنوع هنري و بومي، سخنرانان در خصوص گردشگري و ظرفيت هاي منطقه صحبت خواهند کرد. سيد محمدي بيان داشت: برگزاري مسابقات ورزشي بومي و سنتي ،برگزاري مسابقه پخت غذاهاي بومي تالش توسط بانوان تالشي ،برگزاري نمايشگاه عکس با موضوع شقايق و راه اندازي مسابقه حضوري عکاسي با موبايل از برنامه هاي جانبي اين جشنواره خواهد بود. وي گفت: در اين جشنواره مهمانهایي از مسئولان استاني ، شهرستاني و همچنين کارشناسان و اساتيد دانشگاه در حوزه گردشگري حضور پيدا مي کنند.

منبع:مریان خبر

[ سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 ] [ 11:38 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

زندگینامه شهدای شهرستان تالش(14)

نام:اسفندیار

نام خ:اسکندرصفت

نام پدر:صولت

محل تولد:تالش

ت تولد:۱/۶/۱۳۴۵

ت شهادت:۲۱/۴/۱۳۶۷

محل شهادت:نهرعنبر

یگان اعزامی:ارتش

وضعیت تاهل:مجرد

میزان تحصیلات:پنجم ابتدایی

گلزار شهید:سید نیکی تالش

[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 22:37 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

داستان پیسی نَقل pisi naql ( قصـّه ی کچل )

می گویند در گذشته ها مردی زندگی می کرد که به پیس(pis = کچل) معروف بود. او به خاطر کچل بودنش به این نام معروف شده بود. پیس آدم خوش شانسی بود. او عاشق دختر عمویش بود. اما عمویش از او خوشش نمی آمد و نمی خواست دخترش را به او بدهد. پیس هم برای این که دل عمو را به رحم آورد و او را راضی به ازدواج کچل با دخترش نماید، دست به هر کاری می زد. اما عمویش هرگز راضی نمی شد. این کار سبب شده بود که پیس جمله عمو کلَه را می خایم( amu kƏla rā mixāyƏm  یعنی دختر عمو را می خواهم) را ورد زبان خود نماید. او هر جا که می رفت این جمله را به زبان می آورد.او آن قدر این را گفت که سبب شد عمویش عصبانی شود و خانه او را به آتش کشد. عموی پیس خانه پیس را به آتش کشید. پیس هم چاره ای جز تحمل ندید. اما اندک اندک تصمیم گرفت از عمویش انتقام بگیرد. ولی نمی دانست از چه راهی باید این کار را بکند. لذا شروع به دور کردن خاکستر خانه خود  از محل خانه کرد تا دوباره در همانجا خانه ای نو احداث کند. او خاکستر ها را در کیسه می ریخت و به اسب خود می بست و در دره ای دور از خانه اش و در گوشه ای از محله شان می ریخت. در غروب یکی از روز ها که در حال حمل بار خاکستر با اسبش بود ، در دره ای چشمش به چند دزد حرفه ای می افتد که مقدار زیادی طلا و جواهر سرقت کرده بودند. او مصمم شد با هر کَلَک ممکن طلا ها را از دزد ها به سرقت ببرد تا شاید دل عمو را با پول دار شدنش به دست آورد. لذا به دزدها نزدیک شد و سلام و علیک گرمی با آن ها کرد. آن ها هم با دیدن پیس به خیال خودشان تصمیم گرفتند اموال او را به سرقت ببرند. لذا از او پرسیدند کیست و کجا می رود. پیس گفت: راستش را بخواهید من می خواهم از شما بپرسم که شما کی هستید و از کجا آمده اید و به کجا می روید و...  به هر حال پس از گفتگوی زیاد او متوجه شد که دزد ها از شهر طلا و جواهر به سرقت برده اند و بار اسب شان طلا و جواهر است. او نیز با زرنگی تمام خود را سارقی قهار معرفی کرد که از جایی طلا و جواهر دزدیده و بار اسب خود کرده و در حال گریز است. او به دزد ها گفت که اگر به او کمک کنند و او را همراه و هم گروه خود کنند، حاضر است طلاهایش را با آن ها تقسیم کند. دزد ها هم به طمع این که اموال او را شب هنگام به سرقت ببرند، قبول کردند و او را به جمع خود راه دادند. غافل از این که پیس برای شان نقشه های خوبی را در سر می پروراند. شب هنگام و پس از صرف شام تصمیم گرفتند که استراحت کنند.اما به نوبت نگهبانی بدهند. پیس به آن ها گفت که من به همه شما اعتماد دارم. لذا حاضرم بخوابم و اختیار اموالم را به هر کدام از شماها که بخواهید بسپارم. لذا همین انتظار را هم از شما ها دارم. آن ها هم قول دادند که خیانتی در کار نباشد. قرار بر این شد که هر کدام از آن ها مقداری از شب را نگهبانی بدهد. پیس نوبت خود را آخر از همه انداخت. البته با این بهانه که خسته است و حاضر است در اول شب بخوابد، ولی در صبح هنگام که خواب شیرین است ، بیدار بماند و بقیه بخوابند. همه حرف های او را قبول کردند. دزد ها یکی یکی نگهبانی را شروع کردند و پیس خوابید. اما  هر بار که یکی از دزد ها خواست به بار پیس دست بزند، او با سرفه یا گفتن جمله ای به طرف اعلام می کرد که بیدار است و حواسش جمع است و.... به هر حال هر کدام به نوبت نگهبانی دادند . تا نوبت به پیس رسید. چون خواب صبحگاهی بود و شیرین بود ، همه دزد ها خوابیده بودند و او بیدار بود. پیس پس از این که مطمئن شد آن ها خوابیده اند، بار خود را با بار آن ها عوض کرد و طلا ها را برداشت و فرار کرد و به روستای خود آمد. عمو با دیدن ثروت و طلاهای پیس از او پرسید: این ثروت را از کجا به دست آوردی ؟ او هم به دروغ گفت: در شهر برای خاکستر آتش و خاک خانه های سوخته پول خوبی می دهند. من همه خاک و خاکستر خانه سوخته ام را فروخته ام و این همه پول و طلا به دست آورده ام. عمویش که مرد طماعی بود خانه خود را به آتش کشید تا به شهر ببرد و بفروشد. او خاکستر و خاک خانه را در کیسه ریخت و به شهر رفت. وقتی به شهر رسید ، به هر کس گفت که خاکستر خانه سوخته آورده ام ، توجهی نکرد و به او خندید. چون کسی مشتری آن نبود. لذا متوجه شد که پیس به او دروغ گفته است و خاک و خاکستر خانه سوخته در شهر مشتری ندارد. به همین خاطر خشمگین شد و تصمیم گرفت به روستا برگردد و انتقامش را از پیس بگیرد و او را بکشد. عموی پیس به ده برگشت و در فرصتی مناسب پیس را گرفت و دست و پا  و دهانش را بست و در کیسه ای انداخت و به یکی سپرد تا او را دریا بیندازد. اما او در میانه راه به جای انداختن پیس در دریا او را به جنگل برد و پیس را در گوشه ای از جنگل انداخت و به سوی خانه اش برگشت. به این امید که شب هنگام پیس به وسیله حیوانات درنده خورده خواهد شد. چند ساعتی که از انداختن پیس در جنگل گذشت، چوپانی با گله اش به آن جا آمد. او ناگهان کیسه ای را دید و سرو صدایی را شنید. به سوی کیسه رفت و متوجه شد که انسانی در داخل آن است. سر کیسه را باز کرد و متوجه شد جوانی در داخل آن  هست که دست و پا و دهانش را بسته اند. او ابتدا دهان پیس را باز کرد و از او پرسید کیست و چرا در داخل کیسه و در میان جنگل گذاشته شده است؟ پیس در جواب مرد چوپان گفت: من پیس هستم وچون دختر پادشاه دوست دارد با من ازدواج کند و من راضی به این کار نیستم ، مورد غضب پادشاه قرار گرفته ام و اینک این طور در این جا رها شده ام. اگر تو دوست داری به جای من با دختر پادشاه ازدواج کنی ، دست و پای من را باز کن تا تو را داخل این کیسه بیندازم. چون غروب هنگام دختر پادشاه چند نفر را خواهد فرستاد که من را ببرند، تا شاید راضی به ازدواج با او شده باشم. لذا ترا خواهند برد و با تو ازدواج خواهد کرد. چوپان پذیرفت و پیس او را داخل کیسه گذاشت و با گله ی گوسفند او به خانه  برگشت. فردای آن روز وقتی عموی پیس او را سالم دید، با تعجب از او پرسید: مگر تو را داخل دریا نینداخت؟ پیس هم جواب داد: چرا ! او مرا به داخل دریا انداخت. ولی در زیر دریا کسانی هستند که وقتی می بینند کسی را به دریا انداخته اند ، آن ها او را نجات می دهند و با تعدادی گوسفند روانه خشکی می کنند. عموی طمع کار پیس با نادانی کامل بار دیگر حرف پیس را باور کرد و این بار خودش از پیس خواست که دست و پای وی را ببندد و او را در دریا اندازد. پیس هم که برای رسیدن به دختر عمویش از هیچ کاری دریغ نمی کرد ، با حوصله و سلیقه دست و پای عمویش را بست و او را داخل کیسه ای انداخت و به داخل دریا انداخت. سپس برگشت و با دختر عمویش عروسی کرد و زندگی اش را ادامه داد.

منبع : تالش شناسی ( پایگاه تالش شناسی جناب آقای شهرام آزموده )

 

[ جمعه دوم خرداد 1393 ] [ 23:20 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

شماره پلاک خودروهای استان گیلان

 نام شهرستان

 شماره پلاک

 رشت

 46ب ج د س

 لاهیجان

 56 ج

 بندر انزلی

 56 ب

 رودسر

 56 ص

 لنگرود

 56 م

 املش

 56 و

 سیاهکل

 76 ب

 آستانه اشرفیه

 76 ج

 تالش

 56 س

 آستارا

 56 د

 رضوانشهر

 56 ن

 ماسال

 56 هـ

 شفت

 56 ی

 فومن

 56 ل

 صومعه سرا

 56 ق

 رودبار

 56 ط

[ سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393 ] [ 23:4 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

جملات زیبای دکتر شریعتی

خدایا!

           تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی (ع) سپاس می گذارم

            که دشمنان مرا از میان احمق ها برگزینی که چند دشمن ابله

            بهترین نعمتی است که خداوند به بندگان خامش عطا می کند.

دکتر علی شریعتی

[ چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ] [ 20:7 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]

                                           معلمان نمونه تالش در سال 1393

به گزارش روابط عمومي آموزش و پرورش شهرستان تالش ستاد بزرگداشت مقام معلم اين شهرستان، اسامی 36 نفر معلمان نمونه شهرستاني سال تحصیلی 93-92 را اعلام کرد. بر اساس اين گزارش اين معلمان نمونه پس از بررسي مدارك 176 نفر متقاضي انتخاب و به ستاد بزرگداشت مقام معلم استان معرفي شدندکه عبارتند از: 1- حديقه مرادي 2. ناصر شهيدي 3. قربان عظيمي 4. پوران روح دوست 5. آفاق جعفري 6. محمد رحمت نيا 7. اسماعيل عظيمي 8. فهيمه پورمحمدي 9. ايرج درماني 10. الهورن دشتي پور 11. رسول امامي 12. شهربانو عسگري 13. جواد تبريكي 14. وجيه اله صفري 15. فاطمه شهبازي 16. فرهنگ قنبري 17. علي صفرزاده 18. مريم سعدي 19. كيهان محبوب 20. فريبا رجب زاده 21. ولي اله يزداني 22. پريوش روحاني 23. قاسم يعقوبي نژاد 24. سالار شايگان 25. فاطمه قنبري 26. شهباز مرتضوي 27. داود فيروزان 28. پروين قربانزاده 29. غلامرضا فرخي نيا 30. ناصر قلي پور 31. اويس قاسمي نژاد 32. ارسطو سيفي نژاد 33. شيرزاد مسرور 34. فريده مافي 35. نازيلا سجادي ۳۶. خدابخش همت پور همچنين پيش از اين سه نفر از معلمان اين شهرستان به نامهاي عباد اله كريميان ، بهروز محبوب و فرامرز شيدايي به عنوان معلمان نمونه استان گيلان از سوي ستاد استاني معرفي شده بودند. گفتني است جشن بزرگ معلم و مراسم تجليل از معلمان نمونه شهرستان تالش روز پنج شنبه 18ارديبهشت در سالن ورزشي تختي برگزار خواهد شد. روابط عمومي آموزش و پرورش تالش اين توفيق را به تمامي معلمان نمونه انتخاب شده و جامعه فرهنگيان شهرستان تالش تبريك مي گويد.

 منبع خبر : روابط عمومي آموزش و پرورش تالش

[ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 23:15 ] [ سیامک عزیزی نژاد جولندان ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ